![]() |
![]() |
|
| اومدی که چی ؟ نظر ندی و بری ؟ کور خوندی فکر کردی می ذارم در ری ؟ |
|
واقعا" که .... حسابی خجالتمون دادین دستتون درد نکنه اصلا انتظارشو نداشتیم ... شرمزده شدیم در باورمون نمیگنجید واقعا که ایول.... . . . هی.... روزگار... میبینی تورو خدا ! اصلا انگار نه انگار که امروز روز ما بوده... نکردن بیان یه تبریک خشک و خالی بگن حالا کادو پیشکشتون... نخواستیم اصلا نه ... واقعا شما خجالت نکشیدین.... یعنی نباید یه تبریک به ما می گفتین؟!! یه زنگی ... پیامکی ( در راستای فارسی را پاس بداریم چی؟ شماره امونو نداشتین ؟ بهونه نیارین... به ما ربطی نداره باید هر جوری شده پیدا می کردین... هی به این سها و پومی گفتماااااا گفتم رو دوستی اینا نمی شه حساب کرد به خرجشون نرفت که نرفت دیدین حالا حق با من بوووووووود . . . دلمان به حال خودمان سوخت رویا جان حالا حال تورو وقتی که دلت به حال خودت سوخته بود می درکیم . . این روزو مظلومانه به خودمون ( سهی و سها و پومونا ) تبریک میگم . . . . ولادت حضرت معصومه ( ع ) و روز دختر مبارک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 مهر1388ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
کاش بچه مي شدم تا که ناگهان دمي مي شدم چو يک سبد گل اميد خنده مي زدم ، شاد مي شدم مي شکفتم و پر از جوانه مي شدم در دمي به خواب ميزدم وز ميان پلکهاي خود با همه سر و صداي بچگي نسترن به روي آب ميزدم درتمام سالهاي زندگي حسرت دقيقه اي زکودکي مثل عقده اي شگرف بر دل من است کاش بچه مي شدم مثل سالهاي دور ، شاد و پر اميد صاف و بي ريا چون گلي به دست باد مثل چشمه اي زلال کاش بچه ميشدم تا که باز بنگرم از نگاه کودکانه ام به زندگي کاش بچه ميشدم
غرق سالهای دور کودکی پیوست: براي بارانبراي هر آنچه كه داشتم دلم تنگ است براي تمامي آنان كه دوستشان داشتم . براي خودم حتي !!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
به علت به وجود آمدن شک و شبهه برای شما مخاطبین عزیز
در مورد آپ نکردن ما این توضیح لازمه که آپ روز مادر اتفاقا متن داشت خوب متنی هم داشت اما خب به دلایلی استفاده نشد متنی که بی ربط به عکس و آپمونم نیست کافیه مطابقتشون بدین باهم اینم متنش مه بعید می دونم نخونده باشینش می ذارم براتون باز هم به نام مادرم: زن عشق می کارد و کینه درو می کند… دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر… می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی… برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ی ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی… در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …؟؟ او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی… او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی… او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد… او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی… او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر…. و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد… و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند، چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد ، سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد ، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند… و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد او.. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 تیر1388ساعت 1:49 قبل از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو... نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 2:53 قبل از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
خداوندا در این سالی كه در پیش است و با تدبیر پر مهرت |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 فروردین1388ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط سها و سهی |
|
چشـم در راه کسی هستم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
.
.
.
.
آدم هر چیزیو با تلاش بدست میاره پس شمام واس دیدن قسمت دوم آپ تولد به ادامه ی مطلب برین راستی: ناگفته نمونه دیدن ادامه ی مطلب برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است و عدم رعایت این مساله پیگرد قانونی دارد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط سها و سهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان..
خوبين ؟ خوشين ؟ سلامتين ؟ مي دونم افتخاريه براتون كه به وبلاگ ما سر زدين خب .. براي ما هم افتخار بزرگيه .. خوش اومدين |
| پیوندهای روزانه |
|
طومار الکترونیک دعوت از سید محمد خاتمی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|